گالری تصاویر ویدئوها مقالات لینک ها مصاحبه ها نشریات همایش ها جوایز سخنرانی ها کتاب ها زندگانی خانه
جهاني شدن در بستر ارتباطات مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
 روزنامه ایران شماره ۱۸۹۷ - سال هفتم - سه شنبه13 شهریور 1380
گفت وگو با پروفسور يحيي كمالي پور استاد علوم ارتباطات
جهاني شدن در بستر ارتباطات
* براي جهاني شدن در حال حاضر بايد كار با كامپيوتر و زبان و فرهنگ استفاده از آن را ياد بگيريم.
* اينترنت يكي از عوامل اصلي جهاني شدن است و اين جهاني شدن با شبكه CNN شروع شد.
پروفسور يحيي كمال پور استاد شناخته شده علوم ارتباطات و مدير گروه ارتباطات دانشگاه «بوردو» امريكا است. تأليفات وي در مورد رسانه ها با استقبال گسترده يي در مجامع علمي و دانشگاهي امريكا و اروپا مواجه شده است. دكتر كمالي پور در سفري كه به تهران داشت، در گفت وگويي نقش ارتباطات در جهاني شدن را مورد تجزيه و تحليل قرارداد و آنچه در پي مي آيد ماحصل اين جلسه است.
• اين روزها درباره جهاني شدن بسيار گفته و نوشته مي شود، جهاني شدن چه مختصاتي دارد و چرا در بعضي ازكشورها مثل كره يا بعضي ازكشورهاي اروپايي واكنش منفي نسبت به آن نشان مي دهند؟
* همانطور كه مي دانيد دنيا بخصوص رسانه هاي جمعي در حال تغيير و تحول است و اينترنت يكي از عوامل اصلي جهاني شدن است و اين جهاني شدن با شبكه CNN شروع شد. اين شبكه براي نخستين بار جهاني شد و اخبار را در دسترس مردم دنيا قرار داد.
و حال اتفاقي كه افتاده اين است كه شبكه اينترنت رسانه هاي جمعي قبلي را در هم ادغام كرده است. ما اگر تاريخ رسانه هاي جمعي را مطالعه كنيم مي بينيم زماني كه تلويزيون يك رسانه جمعي شد و روي صحنه آمد دست اندركاران راديو فكر مي كردند كه ديگر كارشان را از دست خواهند داد. فكر مي كردند كه تلويزيون يعني مرگ راديو. اما مي بينيم عملاً اين اتفاق رخ نداد و محتواي راديو و تلويزيون عوض شد. همزمان با آمدن تلويزيون در صحنه، دست اندركاران تهيه فيلم هم به تلويزيون به عنوان يك حمله و تهاجم نگاه كردند و فكر مي كردند با آمدن تلويزيون آنها از صحنه خارج مي شوند و اين درواقع جدالي بود بين راديو، تلويزيون و فيلم و باز مي بينيم فيلمها برنامه تلويزيون شدند و باز با آمدن ويديو نيز همين تفكر شكل گرفت و بازهم ديديم كه آنگونه كه مي گفتند نشد و هيچكدام از اينها با آمدن ديگري از بين نرفتند بلكه تغيير و تحول پيدا كردند.
و حال نيز مي گويند با آمدن اينترنت، ما در آينده يي نزديك ديگر كتاب نخواهيم داشت. چون در حال حاضر كتابهاي الكترونيكي و ديجيتالي داريم.
در حال حاضر رسانه يي را سراغ نداريم كه محو يا تغيير فرم داده باشد جاي هم را نگرفتند ولي محتوايشان تغيير نكرده است. روزنامه ها هم به همين ترتيب است. بدون شبكه اينترنت، بدون تكنولوژي، ماهواره، … بحث شبكه جهاني نمي تواند مفهومي داشته باشد. درواقع تكنولوژيهاي ارتباطاتي باعث شدند كه ما صحبت از جهاني شدن بكنيم.
جهاني شدن بحثي بسيار عميق، جالب و چندجانبه است كه از زواياي مختلف مي توانيم به آن نگاه كنيم.
از ديدگاه ارتباطات و روابط بين المللي من فكر مي كنم تكنولوژيهاي ارتباطاتي مرزها را محو و نابود كرده اند. و در دنياي امروز مرزهاي جغرافيايي مفهومي ندارند. هر فردي در هر كجاي دنيا با داشتن كامپيوتر به شبكه جهاني و به اين دهكده جهاني وصل مي شود.
يك پيامد ديگري كه رسانه هاي بين المللي ايجاد كردند اين است كه در دنياي امروز تقريباً نمي توان مردم را ناآگاه نگه داشت. مردم مي توانند اخبار را از طريق تلفن، فكس، ماهواره، راديوهاي بين المللي و… بگيرند.
كسي كه دنبال خبر باشد و بخواهد خود را آگاه كند، در هر كجاي دنيا كه باشد مي تواند اين كار را انجام دهد.
يكي ديگر از پيامدهاي خوب اين حركت اين است كه يك دموكراسي در سراسر دنيا درحال شكل گرفتن است. و اين براي يك كشوري كه مي خواهد خود را از جامعه بين المللي جدا بكند و مردمش را در تاريكي نگه دارد بسيار مشكل است. مگر آنكه استثنايي باشد. و در استثنائاتي كه در حال حاضر مي توان به آن اشاره كرد افغانستان است. افغانستان نمونه خوبي است براي كشوري كه تصميم گرفته خود را از جامعه جهاني جدا كند.
البته لازمه يك سيستم دموكراتيك و آزاد، رسانه هاي آزاد است. اگر رسانه ها آزاد نباشند در عمل آزادي وجود ندارد. چون رسانه ها هستند كه منعكس كننده افكار عمومي، خواسته هاي مردم و پاسدار نيازهاي مردم هستند.
• آيا كشورهايي مثل افغانستان مي توانند به اين شكل ادامه بدهند؟
* دليل اينكه من افغانستان را به عنوان نمونه مثال زدم چون من كشور ديگري را نمي شناسم كه الآن به اينگونه عمل كند. در رابطه با جهاني شدن كشورها دو راه بيشتر وجود ندارد. يك راه به عقب رفتن و يك راه به جلو رفتن. افغانستان راه به عقب رفتن را انتخاب كرده و كشورهاي ديگر و تا اندازه يي ايران راه جلورفتن را انتخاب كرده اند. كشورهاي درحال توسعه هم ناچارند جزو اين جريان بين المللي شوند و اين جريان فقط در يك زمينه ارتباطات نيست. كه اين شامل ارتباطات، اقتصاد، سياست، فرهنگ و… است. يعني يك جامعه نمي تواند فقط يك جهت را انتخاب كند و فعال شود اما در بقيه زمينه ها فعاليتي نداشته باشد كه من فقط مي خواهم در يك زمينه فعال باشم و در بقيه زمينه ها فعاليتي نداشته باشم.
• اگر جهاني شدن اجتناب ناپذير است و انتخابي نيست، چه بهايي بايد برايشان بپردازيم.
در حال حاضر قدرت به سوي مذاكره پيش مي رود و اين مذاكره به اين صورت است كه ما بايد اطلاعات داشته باشيم. آيا باز برنمي گرديم به جهاني شدن اطلاعات؟
* اطلاعات باخبر فرق مي كند. يك موقع يك شخص اطلاعات دارد. روزنامه مي خواند باخبر هم هست اما در همان حد مي ماند. ما به اين شخص مي گوييم آگاه. يكي از دلايلي كه دانشگاه مهم است وما به دنبال تحقيق و يادگيري هستيم همين است اينكه بتوانيم به موضوعات مثل يك پازل نگاه كنيم. يعني ما وقتي مي توانيم تصويري نسبتاً واقعي از جامعه داشته باشيم كه به دنبال اطلاعات برويم و بتوانيم يك تصوير نسبتاً واقعي درست كنيم. پس فرق هست بين كسي كه خبر مي خواند و كسي كه آگاه است.
كسي آگاه است كه عملاً وارد صحنه مي شود بر اتفاقي كه مي افتد تأثير دارد. طرز تفكر قديمي مي گفت كه شما حتماً بايد براي پيشبرد مقاصد خود دشمن پيدا كنيد. همه كشورها اين كار را كم و بيش مي كنند و اگر هم نباشد يك دشمن خيالي و ساختگي براي خود تصور مي كنند و ما داريم اين دوره را پشت سر مي گذاريم. الآن هم در سالي هستيم كه آن را سال گفت وگوي تمدنها گذاشته اند و براي من جالب است كه آقاي خاتمي آن را پيشنهاد كرد و سازمان ملل هم اسم اين سال را گفت وگوي تمدنهاگذاشت.
اما اين تئوري يك پيش نياز دارد كه ما بايد براي واردشدن به اين گفت وگو، از رودررويي و جدال و نفاق كم كنيم و روابط مان را با ديگر كشورها زياد كنيم.
براي آنكه ما بتوانيم به آن مقصد برسيم بايد اول زمينه را در داخل كشور مساعد كنيم. يعني از گفت وگوهاي داخلي بين خودمان شروع كنيم. و اگر در گفت وگوي داخلي نتوانيم نتيجه بگيريم وارد شدن در جريان جهاني شدن محال است.
• ارتباطات و فن آوريهاي نوين ارتباطي چه جايگاهي در اين زمينه دارد؟
* ارتباطات مختصات و پيامدهاي مثبت و منفي زيادي دارد. اشاعه دموكراسي، از بين رفتن مرزها و آسان شدن رابطه ها، دسترسي به اطلاعات و رد و بدل شدن اطلاعات و يا مكاتبات از جمله پيامدهاي مثبت جهاني شدن است. اما از پيامدهاي منفي اين جريان اطلاعاتي اين است كه ارزش هايي در يك جامعه دستخوش تأثير و تأثر مي شوند و نزديكي فرهنگها مي تواند از پيامدهاي مثبت اين قضيه باشد. يعني همزمان با جهاني شدن رفت وآمدها و تماسها بيشترمي شود. و همزمان با اين رفت وآمدها و تماسها تكنولوژيها نيز جابه جا مي شوند.
• چگونه رسانه ها جهاني شدند؟
جهاني شدن رسانه ها يك اتفاق نيست و ما بايد ببينيم در چند سال اخير در ارتباطات و رسانه ها چه اتفاقاتي افتاده است.
به وجود آمدن شركتهاي چندمليتي رسانه يي و غولهاي اطلاعاتي يكي از دلايل جهاني شدن رسانه ها است. اين شركتهاي بزرگ و غول پيكر هر روز بزرگتر مي شوند.
يكي از دلايل اصلي جهاني شدن رسانه منافع اقتصادي است و كسي كه منافع اقتصادي داشته باشد بالطبع قدرت سياسي، فرهنگي و… را نيز خواهد داشت. چون لازمه تمام قدرتها منافع اقتصادي است.
• ما براي آنكه در فرايند جهاني شدن بتوانيم موفق عمل كنيم، چه برنامه يي بايد داشته باشيم. هم اكنون بخشي از فن آوريهاي ارتباطي وارد كشور شده است و در دسترس مردم است با وجود اينها چه چيزهايي كم داريم؟
* ابزارها خوب است. اما اينكه چه كسي ، براي چه كاري و چگونه از اين ابزارها استفاده كند، مهم است. داشتن يك كامپيوتر دليل بر پيشرفت ما نيست و يكي از مسائلي كه كشورهايي مثل ايران بايد بر روي آن فكر و برنامه ريزي كنند اين است كه فرهنگ بومي خود را با فرهنگ جهاني تطبيق بدهد. از اين جمله هر كسي مي تواند تعبيرهاي مختلف بكند. بعضي ممكن است اينطور تعبير كنند كه اين تطبيق فرهنگ يعني اينكه ما مثل امريكا يك كشور پيشرفته بشويم. جواب من اين است كه حتي امريكا هم به جز يكسري موارد كامل نيست و نمي تواند به عنوان يك الگوي كامل در پيش روي ما قرار بگيرد. من فكر مي كنم مشكل ما آنجاست كه فرهنگ استفاده از تكنولوژي ها و فرهنگ بهره برداري از اين ابزار تكنولوژي را نداريم.
يكي از موارد و مشكلاتي كه در اين زمينه من به آن برخورد كردم و آن را بدون فايده مي دانم جايگزيني يا مشابه سازي كلمات براي بعضي ابزارهاست. مثلاً كلمه جايگزين رايانه براي كامپيوتر چه معني دارد. در زماني كه ما به سوي جهاني شدن در حركت هستيم، اين كار يعني هدردادن وقت، انرژي و ايجاد يك سرگرمي و سردرگمي است، چه اشكالي دارد كه ما هم مثل همه زبانها كامپيوتر را همانگونه تلفظ كنيم حتي فرانسويها هم كه اينقدر بر روي زبان و فرهنگشان تعصب دارند آنقدر روي اين كلمه حساسيت نشان ندادند.
واقعيت اين است كه تكنولوژيها آنجا به وجود آمدند. اسمشان هم بايد به همان صورت گفته شود.
• اينجا بحثي كه هست اين است كه زبان بخشي از فرهنگ است و در هر فرهنگي هر كلمه يي بار معنايي خاص خود را دارد. بنابر اين فرهنگستان اين اعتقاد را دارد كه در برابر هجوم واژه هاي بيگانه معادل سازي كنند.
* زبان ها، فرهنگها، آداب، ارزشها، بينشها جزو فرهنگ هستند. ولي كاري كه الآن فرهنگستان انجام مي دهد اضافه كردن كلمات است و جانشيني براي آنان صورت نمي گيرد. اگر كلمات را جانشين مي كردند اين كار بسيار اشكال داشت اما به نظر من هرچه بتوانيم كلمات مشتركمان را بيشتر بكنيم بهتر است.
•پس منظور شما اين است كه براي جهاني شدن لازم است كه ما ضمن حفظ زبان و فرهنگ، با زبان جهاني آشنا باشيم تا در ارتباطات مشكلي نداشته باشيم.
* بله، به عنوان مثال ما بعضي كلمات را كه كلمات بيگانه يي هستند از جمله نوكيا، چيپس، دوو و غيره را تغيير نداده ايم و با اين كلمات زندگي مي كنيم.
پس ما براي جهاني شدن در حال حاضر بايد كار با كامپيوتر و زبان و فرهنگ استفاده از آن را ياد بگيريم.
• ما در جهاني شدن در چه مرحله يي هستيم و فكر مي كنيد بايد چكار كنيم تا بتوانيم همگام با اين فرهنگ پيش برويم؟
* فرهنگ عمومي ما (البته نه تنها ايران بلكه در خيلي از كشورهاي در حال توسعه) فرهنگ هايي هستند كه ريشه هاي تاريخي دارند و جاافتاده هستند و حالا با يك پديده جديدي مواجه شده اند و نمي دانند كه بايد با آن چكار كنند. اين كار نياز به يك برنامه ريزي در سطح مملكتي دارد كه شرايط جهاني شدن را نيز در آن، در نظر بگيرند.
و اين برنامه ريزي در چهارچوب جهاني شدن اطلاعات و غيره بايد صورت بگيرد و بايد فضايي صورت بگيرد كه اجازه دهد تكنو لوژيهاي جديد جاي خود را باز كنند و براي اينكه اين تكنولوژيها جا پيدا كند باز مي رسيم به آموزش و پرورش. يعني بايد از دبستان شروع كنيم و تعليم بدهيم و بچه ها را آماده كنيم تا با جهاني كه در پيش رويشان قرار دارد و مدام در حال تغيير و تحول است آشنا شوند و اگر اين فضا بسته باشد و اجازه ندهند كه آنان آگاه بشوند، آموزش ببينند و ياد بگيرند و روشهاي استفاده از اين ابزارهاي اطلاعاتي را به نحو احسن ياد بگيرند دچار اشتباه و خطاي بزرگي شده ايم.
• نفع ما از جهاني شدن چيست؟ يعني ما فقط بايد مصرف كننده باشيم. آيا نفعي براي جهان داريم يا خير؟
* متأسفانه يكي از مشكلات ما جهان سومي ها، اين است كه ما فقط مصرف كننده ايم. جهاني شدن اين فرصت را به ما مي دهد كه يك كشور توليدكننده باشيم و بتوانيم كالاهاي خود را به سراسر جهان توزيع كنيم. و لازمه آن، عضويت در شبكه جهاني است.
در اين بحث بايد تحقيق كنيم كه ايران چه چيزي را مي تواند به دنيا عرضه كند كه ديگر كشورهاي دنيا نمي توانند بكنند و نكرده اند. شما در حوزه ارتباطاتي، در ژاپن اخيراً سريال هاي موفقي مي بينيد. در امريكا سريالهاي ژاپني موفق ترين سريال ها هستند.
در ۴سال اخير رسانه ها كار پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشتند كه دوران كوتاهي بود كه آزادي نسبي را براي آنان دربرداشت. بحثهايي به وجود آمد كه براي همه مفيد بود. و حركت جهاني بسيار خوبي بود و انعكاس جهاني خوبي داشت اما بسته شدن ۳۰ روزنامه بازتاب خوبي در جهان نداشت يعني ما عملاً به دنيا ثابت كرديم كه نمي توانيم عقايد همديگر را تحمل كنيم. و حال اگر ما نمي توانيم به عقايد يكديگر احترام بگذاريم و همديگر را تحمل بكنيم چطور مي توانيم صحبت از گفت وگوي تمدنها بكنيم. بخصوص در تمدني كه سابقه طولاني دارد و پيشروترين تمدن در دنياست. اين اصلاً قابل هضم نيست. و اين وظيفه همه دست اندركاران مطبوعاتي و سياسي است كه به اين نكته توجه كنند كه آزادي بيان حق همه است و لازمه يك كشور پيشرو و موفق است.
•پس ما بايد قبول كنيم كه جهاني شدن يك الزام است. و يك واقعيت عيني است كه بايد آن را بپذيريم.
*بله، اگر من بخواهم اين مطالب را جمع بندي كنم بايد بگويم مابايد مشكلات را در درون خودمان جست وجو كنيم. و از الگوي جهاني خيلي فاصله نگيريم و ببينيم چطور مي توانيم به جامعه جهاني كمك كنيم و نهايتاً وضع اقتصادي يك مملكت اساس همه چيز است ما نمي توانيم از آزادي مطبوعات و غيره صحبت كنيم، درحالي كه مردم ما گرسنه باشند. بنابر اين ما بايد برگرديم و يك برنامه ريزي دقيق كنيم كه اين كار، كار خيلي ساده يي است.
• نقش رسانه هاي نوين در اين باره چيست، يعني در يك برنامه ريزي دقيق چه جايگاهي براي رسانه ها وجود دارد و رسانه ها بايد در اين موقعيت چگونه باشند.
* با مشخص كردن هدفها و ايجاد يك فضاي مناسب مي توان به يك برنامه ريزي دقيق دست يافت. مثلاً ايجاد زمينه و فضاي مناسب براي روزنامه نگار، كه اين روزنامه نگار احساس امنيت و آرامش كند، يكي از لازمه هاست. اينكه استاد سر كلاس درس بتواند واقعيت ها را به دانشجويان بگويد و بحث و تبادل نظر بكند و… اينها اساس و پايه يك جامعه پوياست.