چهارشنبهمرداد 11393

Last update02:53:41 AM GMT

رسانه های فارسی در خارج از ایران

میانگین امتیار کاربران: / 13
ضعیفعالی 

هفته نامه اینترنتی  ایرانیان برون مرز  / سال سوم/ شماره 11 / 29 فروردین 1388   http://iranabroad.org/

 .1به ‌نظر شما مخاطبان رسانه‌های موجود در خارج از ایران آیا درست تعریف شده و شناخته شده هستند؟

یک تعریف علمی، واحد، و مشخص در این زمینه سراغ ندارم. آنچه مسلم است این است که هر رسانه ای از جمله رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله، کتاب، فیلم، موسیقی، وبلاگها و وب سایتهای اینترنتی مخاطبین خودشان را دارند. نه تنها این، بلکه در هر رسانه نیز مخاطبان اغلب یک محتوای بخصوص را انتخاب می کنند. بعنوان مثال، آنها که به ورزش علاقه دارند دنبال این نوع محتوا هستند و همینطور آنها که به سیاست، اقتصاد، هنر و فرهنگ علاقمندند. اگرچه آمار دقیقی از تعداد رسانه های نوشتاری و الکترونیکی فارسی زبان در خارج کشور وجود ندارد، ایالت کالیفرنیا بدلیل داشتن بیشترین تجمع ایرانیان مهاجر (که بر اساس آمار رسمی اداره آمار امریکا حدود دویست و پنجاه هزار و بر اساس آمار غیررسمی بیش ازنیم میلیون است) مرکز رسانه های فارسی زبان است. کمااینکه بیش از بیست تلویزیون ماهواره ای ایرانی از کالیفرنیا برنامه های خودشانرا به سراسر جهان پخش می کنند.

از طرفی، همانطور که می دانید جامعه ایرانی چه در داخل و چه در خارج تکصدایی نیست و تنوع فرهنگی، قومی، سیاسی و زبانی زیادی دارد که نهایتا منجر می شود به صداها و دیدگاههای گوناگون. رسانه های خارج از کشور کماکان این صداها و دیدگاهها را منعکس می کنند. شاید بتوان یک دسته بندی کلی از مخاطبین ایرانی مهاجر بصورت زیر ارائه کرد:

1.      مخاطبین مسن که قبل از انقلاب از ایران مهاجرت کردند. این گروه بیشتر به مسائل فرهنگی و رسانه های سیاسی علاقه مندند.

2.      مخاطبین جوان ایرانی که در خارج از ایران متولد شده اند و یا در سنین خیلی پائین  مهاجرت کردند (و بقولی نسل دومی ها). این گروه بیشتر به موسیقی و رسانه های انگلیسی زبان توجه دارند.

3.      مخاطبین مخالف جمهوری اسلامی. این گروه از آنچه که در راه سرکوبی رژیم انجام شود حمایت می کنداز جمله رسانه های مخالف رژیم. حتی در دوران دولت جرج بوش، بسیاری از آنها موافق حمله نظامی امریکا به ایران بودند.

4.      مخاطبین موافق و یا حامی جمهوری اسلامی. این گروه از رژیم  و رسانه های حامی رژیم حمایت می کنند.

5.      اعضای احزاب و گروه های سیاسی و فرهنگی گوناگون که اغلب نشریات و برنامه های رادیویی و تلویزیونی و پایگاههای اینترنتی خودشان را دارند.

6.      اعضای اقلیتهای مذهبی و قومی که برنامه ها و رسانه های مخصوص خودشان را حمایت و پخش می کنند.

7.      اعضای کمیته های دفاع از حقوق بشر، حقوق زنان و غیره که حامی و مخاطبان فعال در این حوزه هستند.

8.      مخاطبین غیر فعال که  توجه و علاقه ای به مسائل ایران ندارند.

براساس یک ‌نظرسنجی عمومی که موسسیه زاگبی (Zogby) درسال 2008 درآمریکا انجام داد، بیش از50%  ایرانی ها بیشتر به مسائل د اخلیآمریکا توجه دارند تا مسائل د اخلی ایران،  ولی اکثر آنها موافق عادی شدن روا بط سیاسی ایران وآمریکا وحل مسائل ازطریق دیپلما سی هستند.

 .2آیا این واقعیت که حجم زیادی از مطالبی که در این رسانه ها وجود دارد در مورد مسائل داخل ایران است تقاضا و نیاز مخاطبان است یا دلمشغولی گردانندگان این رسانه ها؟

بستگی دارد. با توجه به آنچه که عرض کردم نمیتوانیم مخاطبین ایرانی را در یک قالب کلی بگذاریم و به آنها برچسب بزنیم.  می توان گفت که یکی از دلایل انعکاس مسائل ایران در رسانه های خارج علاقه مهاجرین بعد از انقلاب به آنچه که در ایران اتفاق می افتد است. شاید بتوان این را یک نیاز روحی نامید و هم دلمشغولی با خاطرات و ارتباط با ریشه های فرهنگی و عرق ملی. از طرفی، برای مهاجرینی که مسن هستند و به زبان غیر مادری (انگلیسی، آلمانی، فرانسوی) تسلط ندارند استفاده از محتوایی که فارسی است مقبولتر، ساده تر و قابل فهمتر است.

بر اساس آمار تقریبی، میلیونها ایرانی در بیش از پنجاه کشور جهان زندگی می کنند که اکثر آنها بعد از انقلاب از ایران خارج شده اند و عده زیادی نیز مدتهاست که به سرزمین مادری خودشان سفر نکرده اند. از آنجا که می توان وطن را ترک کرد ولی نمی توان عشق وطن را ترک کرد این مهاجرین هموطن کشش و علاقه بسیاری به رویدادهای داخل ایران دارند. و شاید بهمین دلیل باشد که محتوای اکثر رسانه های برون مرزی در باره ایران و مسائل مربوط به ایران است.

 .3فکر می کنید چند درصد از مشکل این رسانه ها تامین منابع مالی برای اداره یک رسانه فارسی زبان محسوب می شود؟

برای پاسخی منطقی به این سئوال، نیاز به یک تحقیق علمی است. ولی مسلما در هر نقطه از این گیتی، بدون داشتن منابع مالی و حمایت مستمر، رسانه ها نمی توانند بکار خود ادامه دهند. بخصوص در دنیای بسیار رقابتی امروز و دسترسی سریع به اخبار – از گوشه و کنار جهان- از طریق اینترنت، مشکلات رسانه های مکتوب را تشدید کرده است. کماینکه می بینیم یکی از بزرگترین چالشهای نشریات معتبر و جاافتاده امریکا از جمله شیکاگو تریبون و نیویورک تایمز مسئله مالی و روند صعودی مخاطبین این رسانه هاست. کماینکه دیدیم اخیرا روزنامه قدیمی و معتبر کریسشن ساینس مانیتورچاپ کاغذی آن را متوقف کرد و هم اکنون بصورت دیجیتال از طریق اینترنت قابل دسترسی است. مشکلات مالی رسانه های فارسی زبان بسیار زیاد و تعداد مخاطبین و مشترکین روبه زوال است. گذشته از این، مخارج چاپ و توزیع نیز رو به افزایش و همینطور جلب آگهی های تجارتی. پراکندگی ایرانیها از نظر جغرافیایی و عدم همبستگی و تعدد ایدئولوژیهای سیاسی و فرهنگی ابعاد دیگری از مشکلات رسانه ها را تشکیل می دهند.

 .4آیا عموما رسانه های فارسی که به کیفیت محتوایی اهمیت می دهند در طراحی و اجرای یک مدل بیزنسی که بتواند جوابگوی هزینه ها باشد موفق بوده اند؟ 

بطور کلی اکثر رسانه های فارسی زبان اهمیت زیادی به کیفیت محتوا نمی دهند و شاید بهمین دلیل هم تداوم پیدا نکرده اند. از طرفی چون در امریکا نیاز به کسب اجازه رسمی از طرف دولت برای احداث رسانه های مکتوب، اینترنتی و کانالهای رادیو وتلویزیون ماهواره ای نیست هر فردی می تواند رسانه ای تاسیس کند بدون آنکه تخصصی یا دانشی از علم ارتباطات داشته باشد. نگاهی گذرا به شبکه های ماهواره ای فارسی زبان گویای این واقعیت تلخ است. اکثر پایه گذاران، برنامه ریزان و مجریان نه دانش رسانه ای دارند و نه چیزی از مخاطب شناسی می دانند. البته استثنائاتی هست و تعدادی از مجریان و برنامه ریزان باتجربه، تحصیل کرده و رسانه شناس هستند و در نتیجه کارشان نیز حرفه ایست.

شاید یکی از موفقترین رسانه های مکتوب فارسی زبان در خارج از کشور روزنامه ایران تایمز باشد که در واشنگتن دی سی بطور هفتگی چاپ و در سراسر دنیا پخش می شود. این روزنامه با سابقه ای سی ساله چندی پیش نیز بعنوان یکی از موفقترین و پرتیراژترین روزنامه های اقلیتهای امریکا شناخته شد. ایران تایمز از چندی پیش بصورت رنگی نیز منتشر می شود و از طریق اینترنت نیز برای مشترکینش قابل دریافت است. از منظر طراحی بیزنسی، کیفیت، محتوا، تنوع مطالب و حجم تبلیغات روزنامه ای بسیار موفق و پایدار بوده ولی با توجه به رقابتهای گسترده و سایتهای اینترنتی فارسی زبان مسلما نمی تواند این روند را  همچنان ادامه دهد. در دنیای دیجیتال شاید بتوان www.iranian.com را در زمره یک مدل موفق قرار داد.  درواقع یکی از مهم ترین ظرفیت های فضای سایبر ، توان آن برای فراگیر و مردمی کردن روند ارتباطات درسطح جهان است. امیدوارم که این مجله ی اینترنتی نیز که بهمت و مدیریت شما منتشرمیشود بتواند یکی از موفقترین باشد.

 .5آیا مخاطبان رسانه‌های خارج از کشور با این مسئله که برای داشتن رسانه‌ خوب باید یهای آن را با دادن حق اشتراک پرداخت کرد میانه‌ای دارند و اگر نه مجانی بودن چه تاثیری در کیفیت این رسانه‌ها گذاشته است؟ 

اصولا رسانه مجانی از پائین ترین کیفیت و رسانه های اشتراکی از بالاترین کیفیت برخوردار هستند. این واقعیت در رابطه با همه رسانه ها و در همه کشورها صدق می کند. بقولی رسانه های مجانی که صرفا از طریق تبلیغات ادامه حیات می دهند "روزی نامه" هستند نه روزنامه و محتوایشان عامه پسند.  در هر حال هیچ رسانه ای بدون پشتوانه مالی و درآمد مستمر نمی تواند دوام بیاورد. لذا یک رسانه مجانی باید وابسته به درآمد تبلیغاتی باشد و یا وابسته به یک نهاد. الویت رسانه تبلیغاتی در ارائه محتوای سرگرم کننده، گاهی عوام فریبانه و کم اهمیت است. الویت رسانه وابسته به یک نهاد عرضه دیدگاههای یک طیف بخصوص و جانبدارانه است. از طرفی رسانه ای که حیاتش وابسته به حق اشتراک است مجبور است نیازهای مخاطبین خود را درک و به آنها پاسخگو باشد. در این نوع رسانه ها دیدگاههای گوناگون را منعکس و توازن را حفظ و معمولا از جهت گیری جناحی دوری می کنند و پوشش خبری آنها حرفه ایست. در هر صورت تامین کننده مخارج یک رسانه می تواند بر روی محتوا و نحوه ارائه تاثیرگذار باشد.

 .6الگوهای جدید رسانه‌ای مبتنی بر اینترنت (مثل رادیو جوان یا ببین تی‌وی) تا چه حد می‌تواند در بین مخاطبان جا باز کند و چگونه می‌تواند با رقبای سنتی‌تر و پولدارتر مثل رادیو تلویزیونهایی که از طرف دولتها تامین مالی می‌شود (بی‌بي‌سی و غیره) رقابت کند؟ 

بدون شک امروز همه رسانه ها دستخوش یک انقلاب دیجیتالی شده اند و نمی توانند به روند گذشته ادامه بدهند. انقلاب دیجیتالی که یکی از فرایندهای شبکه جهانی اینترنت است موجودیت رسانه های مکتوب و سنتی را بشدت زیر فشار مالی قرار داده و برای ادامه حیات می بایستی چاره جویی و خانه تکانی کنند. کماینکه می بینیم اکثر آنها به اینترنت روی آورده اند، از تعداد صفحات و حجم محتوای چاپی کم کرده اند و شاهد پائین رفتن شمار مشترکین خود هستند.

آنچه که رسانه های دولتی را از رسانه های خصوصی مستثنی می کند  این است که رسانه های وابسته به دولتها مدافع سیاستهای آنها هستند. از طریق آنها حمایت می شوند و کمتر در فکر نیازهای مخاطبین و یا تعداد تیراژ هستند. در حالیکه این شاخص ها (تیراژ، درآمد، نیاز مخاطبین، کیفیت) دغدغه هایی جدی هستند برای رسانه های خصوصی.

بنظر من آینده رسانه های سنتی و مکتوب در خطر است و برای تداوم راهی بجز دیجیتالی شدن و حضور جدی در اینترنت و سایر کانالهای دیجیتالی (آیپاد وآیفون) ندارند. یکی از رازهای موفقیت رسانه های جدید و سنتی مخاطب شناسی و درک نیازهای اطلاعاتی آنهاست. گذشته از داشتن پشتوانه های مالی دولتی و یا عمومی در این دنیای شدید رقابتی امروز آنهایی موفق خواهند شد که نهایتا بتوانند "اعتماد" مخاطبین را کسب کنند. از دیدگاه من کسب اعتماد مخاطبین بوسیله رسانه های جدید (از جمله رادیو جوان، ببین تی وی و یا رادیو زمانه) تنها راه رقابت و حتی سبقت از رسانه های ثروتمند و دولتی ما نند بی بی سی و صدای امریکا به شمار میرود.

 .7 تلویزیون بی بی سی

 

درميا ن رسانه هاي جهانی، بی بی سی توانسته ازاعتبارخبري بخصوصی برخوردارشود . ازمنظرمن ورود تلویزیون بی بی سی به جمع شبكه هاي جهاني تلويزيون هاي فارسی زبان اثر گذار وباعث جهش حرفه اي شبكه هاي درونمرزی وبرونمرزی فارسي زبان از نظرمحتوا، اجرا، و فرم میشود  .مسلما یكی ازدلايل این موفقیت حفظ يك توازن نسبی و انجام رسالت خبررسانی است.  كما اينكه بسیاری از رادیو و تلويزيون هاي عمومی) غیر تبلیغاتی (آمریکا اخبارآنرا بازپخش میکنند. فعاليت اين شبكه در رقابت و با توجه به اثر گذاري شبكه ي تلويزيوني "صداي آمريكا" در ايران انجام شده.  ازطرفی شبکه‌هاي "العالم" و "پرس تی وی" در رقابت با شبكه هاي جهاني تلويزيون هاي فارسی زبان  بوسیله دولت ايران وارد اين جنگ رسانه ای شده اند.

 

 .8در حالیکه می‌بینیم بسیاری از روزنامه‌های چاپی انگلیسی با مخاطبان چندصد میلیونی درحال تعطیلی هستند و به اینترنت پناه می‌برند ایا برای نشریات چاپی فارسی در خارج از ایران امیدی هست؟

رسانه ها در سراسر دنیا در آستانه تحولاتی بزرگ و غیر قابل توقف هستند. همانطور که قبلا اشاره کردم رسانه های فارسی زبان نیز باید خودشان را با تغییرات ارتباطاتی، انتظارات مخاطبین، امکانات فنی، و شرایط اقتصادی و سیاسی تطبیق دهند و آگانه برای اثر گذاري و تداوم حضور خود در صحنه جهانی برنامه ریزی کنند. متاسفانه در این دنیای انفجار اطلاعات آنچه نادر است اطلاعات صحیح، شفاف، و منصفانه است. بدون تردید، هر رسانه ای که بتواند این کمبودها را در محتوای جذاب و حرفه ای ارائه دهد و از یکجانبه گرایی و جنجال آفرینی دوری جوید برنده خواهد بود. امروز سرنوشت و آینده رسانه ها در دست مخاطبین است نه رسانه ها!

 

 


این لینک را به سایت خود اضافه نمایید