| انحصار دولتی، مانع بزرگ رشد خبرگزاریها |
|
|
|
|
گزارش تحلیلی سلیمان محمدی در روزنامه اعتماد از وضعیت خبرگزاریها در ایران - دوشنبه، 23 اردیبهشتماه 1387 اعتماد، سلیمان محمدی - «یادم است در دوره دبستان به ما یاد می دادند «توانا بود هر که دانا بود» ولی طبق معمول شعاری بود که به عمل تبدیل نمی شود. مگر یکی از مهمترین مسوولیت های رسانه ها و خبرگزاری ها اطلاع رسانی شفاف و آگاه کردن مخاطبان نیست؟ از طرفی دیگر مگر می توان در گذشته زیست و در دنیای پرشتاب و متحول امروز پیشرفت کرد؟» اینها سوالاتی است که دکتر یحیی کمالی پور استاد و سرپرست ارشد دپارتمان (گروه) ارتباطات و رئیس مرکز مطالعات جهانی دانشگاه پردوکادومنت امریکا، درباره وضعیت خبرگزاری های ایران مطرح می کند.خبرگزاری هایی که برخی از کارشناسان معتقدند هنوز در انحصار دولت هستند، عده یی دیگر بر این باورند هنوز اندر خم کوچه های اول این حرفه مانده اند و این هم اقتضای شرایط کلی رسانه های ماست. دسته یی هم همچون کمالی پور بر این باورند ما دانایی و دانش داشتن خبرگزاری های مستقل و حرفه یی را داریم ولی نمی توانیم آن را به توانایی بدل کنیم.
پارس، سنگ بنای خبرگزاری دولتی اولین تجربه عبور پیام به صورت الکترونیکی در سال 1838 به وسیله ساموئل مورس امریکایی پدید آمد. در این سیستم با به کارگیری یک کلید، ضربه کوتاه الکترونیکی تولید می شد و پیام مسافت طولانی را از طریق برق یک باتری و با حروف و نقطه طی می کرد، اولین پیام رد شده این بود؛ (خداوند چه شگفتی دارد.) اما اولین خبرگزاری در ایران، حدود نود سال پس از آن تاسیس شد. آژانس خبری «پارس» در سال 1313 زیر نظر وزارت امور خارجه آغاز به کار کرد، در سال 1319 زیر نظر اداره کل تبلیغات رفت، در سال 1342 این آژانس تحت نظر وزارت اطلاعات (تقریباً وزارت ارشاد کنونی) درآمد و از آن تاریخ به نام خبرگزاری پارس (پانا) تغییر نام یافت و در سال 1360 به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) مبدل شد. پس از آن در سال 1378 خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به وابستگی جهاد دانشگاهی تاسیس شد. خبرگزاری کار (ایلنا)، مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی و فارس خبرگزاری های دیگری بودند که تاسیس شدند و تقریباً تنها خبرگزاری های رسمی هستند که همه حوزه ها را پوشش می دهند. اما خبرگزاری ها در ایران شرایط متفاوتی دارند.در سراسر دنیا خبرگزاری ها از فروش خبر ارتزاق می کنند، اما در ایران به دلیل نبود حق کپی رایت، کسی خبر را نمی خرد و جدای از این وقتی رقیب عظیم دولتی خبرگزاری ها در هر شرایطی اخبار خود را رایگان عرضه می کنند، پس کسی حاضر به خرید خبر در داخل کشور نیست. خبرگزاری ها، فرزند یک اتفاق دکتر مهدی محسنیان راد مدرس و محقق ارتباطات و نویسنده ایران در چهار کهکشان ارتباطی، تعدد یکباره خبرگزاری ها و سایت های خبری را تنها یک اتفاق می داند و می گوید؛ «هنگامی که به یک باره موج تاسیس خبرگزاری های متعدد در ایران شکل گرفت، مثل بقیه تحولات حوزه رسانه ها در ایران یک اتفاق بود که من تردید دارم به صورت یک طرح جدی دنبال شده باشد. همان طور که بقیه چیدمان رسانه های ایران سیستمی نیست و اگر موردی تحلیل کنیم می بینیم یک اتفاق باعث این مساله شده و خبرگزاری ها هم براساس تفکری که پشتش یک خط مشی کلان رسانه یی باشد، تحولی نداشته اند.»محسنیان راد برای تعریف وضعیت رسانه ها به صورت کلی و خبرگزاری ها به صورت جزیی، از یک مثال بهره می گیرد؛ «تحقیقات من نشان می دهد در جهان معاصر، همان طور که در کشورهای پیشرفته، تغذیه مردم از لحاظ تنوع و کیفیت متنوع است ولی در کشورهای فقیر آفریقای مرکزی، چنین چیزی امکان ندارد و در سفره این مردم جز یک تک غذای کم انرژی و کم ویتامین که فقط شکم را سیر می کند، چیزی دیده نمی شود، در مورد وضعیت رسانه یی هم اینچنین است و مشابه این مساله را در مورد وضعیت کشورهای جهان سوم و کشورهای اسلامی دیدم و مشاهده کردم در جهان از نظر مصرف مواد رسانه یی هم چنین وضعیتی وجود دارد.»این مدرس و محقق حوزه ارتباطات، تعداد خبرگزاری ها را به هیچ وجه متناسب با تیراژ و تنوع روزنامه های ایران نمی داند. محسنیان راد به تعداد زیاد خبرگزاری ها و رقیب شان واحد مرکزی خبر اشاره می کند و میزان اخبار آنها را اصلاً با میزان اخبار منتشره در روزنامه ها متناسب نمی داند و می گوید؛ «نمی دانم اگر اینها مثل خبرگزاری های کشورهای دیگر می خواستند از طریق فروش خبر کار خود را ادامه دهند چه کار می کردند؟» حسینعلی افخمی مدیر گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، مشکل دولتی بودن خبرگزاری ها را مختص ایران نمی داند و به دولتی بودن خبرگزاری اکثر کشورهای جهان سوم اشاره می کند. او درباره شرایط خاص خبرگزاری های ایران و مقایسه آن با کشورهای خارجی می گوید؛ «خبرگزاری یک سازمان است که دخل و خرج می کند. در هیچ جای دنیا هم خبرگزاری حزبی وجود را ندارد اما در جهان سوم خبرگزاری ها توان دخل و خرج را ندارند. بنابراین کمتر پیش می آید شخصی یک خبرگزاری مستقل و خصوصی کند. در جایی مثل امریکا که در سال 1900 ، 200 روزنامه داشته است، تنها یک خبرگزاری خصوصی و یک خبرگزاری به شکل تعاونی وجود دارد.» اما دکتر محمد سلطانی فر عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشگاه، انحصار دولتی خبرگزاری ها را شکسته شده می بیند و معتقد است تکنولوژی های جدید ارتباطی، امکان این انحصار را از دولت ها گرفته است؛ «تکنولوژی های جدید این فرآیند را متحول کرده و حال و هوای جدیدی به خبرگزاری ها داده است به طوری که انحصار خبرگزاری ها و انحصار دولت روی آنها شکسته شد. این انحصار به گونه یی شکسته شد که بخش های خصوصی بدون نیاز به مجوز در دولت ها، اطلاع رسانی را دنبال می کنند. در ایران هم دولت سعی کرد در ابتدا کنترلی بر خبرگزاری ها داشته باشد و آنها را هم با قوانین مطبوعاتی محدود و کنترل کند اما باز تکنولوژی های ارتباطی بود که انحصار آنها را شکست و غیر از یازده، دوازده خبرگزاری که از دولت مجوز گرفتند و کسی نمی داند ارزش این مجوز چیست، خبرگزاری های زیادی که الان وجود دارند، حوزه این مجوز را زیر پا گذاشتند.» سلطانی فر درباره شکسته شدن واقعی این انحصار توضیح می دهد؛ «شاید قانوناً این اتفاق نیفتاد، اما می بینید که مطبوعات به اشکال مختلف در تحلیل ها و خبرسازی ها از اخبار این سایت ها استفاده می کنند یا به عنوان خبر تولیدی به خورد مردم می دهند. تکنولوژی های جدید این انحصار را شکسته. دولت باید بپذیرد دیگر نمی شود کنترل خبرگزاری ها را در دست گرفت.» افخمی؛ خبر ایرانی، تبلیغ دولتی است در تعریف خبرگزاری آمده است؛ سازمانی که جهت تهیه خبر برای سازمان های تجارت خبر؛ روزنامه ها، مجلات، رادیو و تلویزیون تاسیس می شود. خبرگزاری ها به چند دسته تقسیم می شوند؛ خبرگزاری هایی که اخبار خود را به فروش می رسانند مانند رویترز، خبرگزاری هایی که به صورت مشترک از روزنامه هایی تشکیل شده اند که مقالات خبری خود را با یکدیگر سهیم می شوند مانند آسوشیتدپرس و خبرگزاری های تجاری که از سازمان های خاصی برای انعکاس اخبار آنها مبالغی دریافت می کنند که در این مورد می توان به خبرگزاری RP اشاره کرد. بنابراین با اندکی تامل در این تعاریف پذیرفته شده، شاید بتوان گفت در ایران خبرگزاری به معنای واقعی آن وجود ندارد. هیچ کدام از خبرگزاری های فعلی نه تعاونی های خبری هستند و نه خبری می فروشند. افخمی در این باره به تعریف رویترز از خبر اشاره می کند که خبر کالایی است که قابل فروش است و در عین حال ویژگی های خبری دارد و می گوید؛ «در ایران خبر در حد تبلیغ دولتی است، چون تولیدکننده و مصرف کننده آن خود دولت است. درگذشته خبر نرم وجود داشت. خبرنگار به میان مردم می رفت و آن را پیگیری می کرد. اما الان خبر مردم تنها حوادث است.»سلطانی فر هم یادآور می شود؛«فروش خبر در ایران رایج نیست. خبرگزاری ها این مشکل را دارند و اگر زمانی فروش خبر ممکن می شد، خبرگزاری ها خودکفا می شدند. اما متاسفانه این فضا در انحصار دولت ها باقی مانده و بنابراین خبرگزاری ها مجبورند به احزاب و بنگاه های اقتصادی وابسته بمانند.»یکی دیگر از اختصاصات تولید خبر در ایران، رشد قارچ گونه سایت های خبری در سال های اخیر است. برخی معتقدند این سایت ها، برون افکنی برخی سیاستمداران است. به عبارتی بعضی از سیاستمداران و دولتمردان ورشکسته می خواهند نظرات و حرف های خود را به دیگران نسبت دهند و آن را وارد اخبار کنند. دوم مساله تبلیغات و کسب شهرت و آوازه گری است. به صورتی که برخی افرادی که به طور رسمی عضو تشکیلات خاصی نیستند یا افراد نیمه حرفه یی هستند به این سایت ها به عنوان منبع کسب شهرت و ارتزاق مادی نگاه می کنند.» محسنیان راد به ناهمگونی و نبود تناسب بین خبرگزاری ها و مطبوعات اشاره می کند و معتقد است؛ «ما مثل موجودی شده ایم که یکی از پاهایمان خیلی بزرگ تر است یا دست هایمان با هم تناسب ندارند و باید به یک هارمونی برسیم.»کمبود دیگری که در خبرگزاری های ایران به شدت خود را می نمایاند، نبودن اخبار صوتی و تصویری است. خبرگزاری های بزرگ دنیا، بیش از سی سال است که صوت و تصویر را در اخبار خود به خدمت گرفته اند اما ما هنوز خبر را به صورت خشک به مخاطب ارائه می کنیم.سلطانی فر، مخابرات دولتی را اصلی ترین علت این پسرفت می داند و می گوید؛«یکی از ضعف های بزرگ در این مساله نبود پهنای باند مناسب است. در شرایط فعلی مطالب این خبرگزاری ها هم قابل دریافت نیست، طبیعی است اگر با صوت و تصویر هم قاطی شود، به هیچ عنوان سایت ها باز نمی شوند. البته بقیه مسائل فنی هم قابل حل است اما مشکل نهایی تا زمانی که مخابرات دولتی است، حل نمی شود، دولت پهنای باند را بالا نمی برد، چرا که احساس می کند از این مسیر به راحتی از شکل گیری تکثر جلوگیری می کند. درجا زدن در عصری که سپری شده یحیی کمالی پور، یکی از بزرگ ترین چالش های خبرگزاری در ایران را انحصاری بودن آنها می داند و بر این باور است در این عصر دیجیتال که انواع اطلاعات به سرعت نور در سراسر گیتی قابل دریافت است و آنچه در اینترنت می بینید، می توانید در تلفن های همراه نیز مشاهده کنید، دولتی بودن و انحصاری بودن رسانه ها و خبرگزاری ها، درجا زدن در عصری است که عمر آن سپری شده است. این پایه گذار و سردبیر نشریه گلوبال مدیا، در بیان چالش های رسانه ها، مخصوصاً خبرگزاری های ایران در مقایسه با کشورهای پیشرفته و حتی نسبت به برخی کشورهای در حال توسعه می گوید؛ «نبود یک قانون مدون و به روز برای رسانه ها- اگرچه ایران عملاً وارد عصر دیجیتال شده ولی هنوز قوانینش مربوط به عصری است که هیچ کس کلمه یی مثل اینترنت، ماهواره و تکنولوژی هوشمند را نشنیده بود، نبود امنیت شغلی برای خبرنگاران و دست اندرکاران رسانه، نبود رقابت صحیح و سازنده در بین رسانه ها و سایر حوزه ها که یکی از پیامدهای مضر انحصاری بودن است، نبود اعتماد مخاطبان به کانال ها و خبرگزاری های داخلی و در نتیجه روی آوردن به نمونه های برون مرزی از جمله 25 شبکه تلویزیون، بیش از 15 شبکه رادیو و صدها منبع اطلاعاتی در اینترنت، رعایت نکردن حقوق و خواسته های مخاطبان به وسیله رسانه ها که معلول برخی چالش های ذکر شده است، نبود استمرار در خبررسانی که معلولی است از خودسانسوری و دولت سانسوری، از جمله این چالش ها است.»کمالی پور، چالش های رسانه های ایران را ویژه می خواند و موارد دیگر آن را این گونه بیان می کند؛ «ضعیف بودن تعهد اخلاقی که معلول عملکرد و استخدام برخی افراد براساس روابط و نه ضوابط و حرفه یی بودن است، ضعف تحقیق مستمر و کاربردی در رابطه با دست اندرکاران رسانه ها و مخاطبان، نبود امکانات به روز و مدرن آموزشی در کانون های علمی و به خصوص دانشگاهی، کمبود تنوع محتوا به خصوص از نظر فکری و دیدگاهی، ضعف هماهنگی، همفکری، اعتماد به یکدیگر و همکاری در بین نهادهای ارتباطی، علمی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، از مهم ترین چالش های رسانه ها در ایران است.» یحیی کمالی پور با یادآوری اینکه شاید برخی ها ایراد بگیرند که چرا فقط مسائل منفی را گوشزد می کنم و مثبت ها را نادیده می گیرم، می گوید؛ «برای اصلاح کردن هر چیزی، هر کاری و هر ساختاری باید ابتدا عیوب آن را شناسایی و آنها را برطرف کرد، این عیوب نه تنها مخرب خوبی هاست بلکه برطرف کردن آنها ضامن پیشرفت و هرچه پویاتر شدن فرهنگ، اقتصاد، سیاست و کلیه امور شهروندان است.»مدیر گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی هم چند مانع عمده پیش روی پیشرفت خبرگزاری ها می بیند و با تاکید به فروش نرفتن خبر در ایران به عنوان اولین چالش می گوید؛ «دفتر مرکزی خبر به عنوان یک رقیب در مقابل هر خبرگزاری که ایجاد شود وجود دارد و با عرضه رایگان توان رقابت را از آنان می گیرد. مساله دیگر تعداد کم مطبوعات ایران است (با تاکید روی مطبوعات تهران که مصرف کنندگان تولیدات خبرگزاری ها هستند) و آخر اینکه عمده خبرگزاری ها در گذشته اخبار داخلی را کار نمی کردند که این مساله هم باعث عدم رشد خبرگزاری ها در ایران شد.» دکتر احمد توکلی عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشگاه هم داستان خبرگزاری ایرانی را خارج از دایره رسانه مداری ایرانی نمی داند. با اعتقاد به اینکه مبنای رسانه در ایران دولتی گذاشته شده و ادامه یافته است، پس طبیعی است که ما همین جایی باشیم که هستیم، درباره نارسایی های موجود می گوید؛ «شاید بشود بخشی از این نارسایی را به آموزش حرفه یی نسبت داد، اما اگر کسی به این ورطه کشیده شود که بخواهد موضوع را از این زاویه واکاوی کند، بی شک به بیراهه رفته است. اصل و اساس این است که خبرگزاری های ما چه به لحاظ نگاه به مسائل و دایره واژگان سیاسی- اجتماعی چه به لحاظ تکنیک پرداختن به موضوعات، از ضعف شدیدی برخوردار هستند. محدود بودن دایره پردازش و انتشار خبر از سویی و ساختار دولتی خبرگزاری های ما (بلااستثنا) از سوی دیگر، فرصت حرفه یی شدن را از نیروها گرفته است.»توکلی شکل فعلی خبرگزاری های ایران را معلول شرایطی کلان تر در جامعه می داند که اگر حل شود، خیلی از میدان های دیگر را هم اصلاح خواهد کرد. او همچنین معتقد است؛ «نمی شود نسخه یی داخلی برای اصلاح صادر کرد، چون رسانه بازتاب دهنده تحولات جامعه است، خودش قبل از هر چیز از جامعه فضا می گیرد.» افخمی درباره چشم انداز پیش روی خبرگزاری ها در ایران می گوید؛«راهکار این است پنج شش تا از مطبوعات ما یک خبرگزاری تعاونی تاسیس کنند که بتواند رقیبی برای ایرنا باشد، دوم اینکه خبرگزاری مستقل تلویزیون و رادیو ایجاد شود که این هم بسیار ایده آل است.» سلطانی فر هم بحث استقلال را نسبی و انتزاعی می خواند و می گوید؛ «به جای استقلال کامل که غیرممکن است باید روی حرفه یی بودن خبرگزاری ها تاکید کرد.» او هم راه های برون رفت از این وضعیت را این گونه می خواند؛ «باید فضای خبر فروشی و کالا دیدن خبر را باب کنیم، آن موقع شاهد سرمایه گذاری در این عرصه خواهیم بود؛ دوم اینکه رادیو و تلویزیون را از انحصار خارج کنیم، آن موقع می بینیم برای شکل دادن به فضا و افکار عمومی چه حجمی از فعالان و متخصصان وارد این حوزه می شوند؛ سوم اینکه دولت خیلی اصراری به کنترل نداشته باشد و در نهایت احزاب نه به طور مستقیم بلکه به شکل غیرمستقیم، خبرگزاری ها را حمایت کنند و مسائل خود را از طریق خبرگزاری ها منعکس کنند.» کمالی سرپرست ارشد دپارتمان ارتباطات و رئیس مرکز مطالعات جهانی دانشگاه پردوکادونت امریکا هم معتقد است هیچ داروی اثربخش سریعی در حال حاضر موجود نیست، اما برای رسیدن به یک وضعیت مطلوب به روز و منطبق با استانداردهای پویا و جهانی، به این نکات اشاره می کند؛ «اصلاح قانون مطبوعات و رسانه ها، احترام به حقوق خبرنگاران و رسانه ها، حذف اخذ مجوز چاپ نشریات از دولت، اجازه احداث شبکه خصوصی رادیو و تلویزیون، ارتقای سطح علمی و امکانات آموزشی در رشته ارتباطات، ارتقای حرفه خبرنگاری به خبرنویسی و افزایش کیفیت محتوا، جلب اعتماد مخاطبان و احترام به حقوق آنها، ارتقای کیفیت و محتوای رسانه ها، گزینش افراد براساس تخصص، دانش و حرفه یی بودن، تامین و افزایش نیازهای مالی خبرنگاران از جمله بیمه و بازنشستگی، پشتیبانی از تشکل های حرفه یی غیردولتی و هماهنگی اهداف آنها در سطح کشور، تدوین اهداف، حقوق و اصول اخلاقی منطبق بر فرهنگ جامعه، تشویق و پشتیبانی در تحقیق علمی و کاربردی در رسانه ها، رعایت حقوق شهروندان و انعکاس خواسته های اقشار مختلف در جامعه و موازات توازن و توجه به امور امنیتی کشور.» بنابراین دانش داشتن یک خبرگزاری حرفه یی بدون شک در ایران وجود دارد. پس اصلاح قانون مطبوعات و رسانه ها، اندکی توسعه نرم افزاری و تکثر سیاسی، می تواند نوید داشتن یک خبرگزاری نسبتاً حرفه یی را به ما بدهد. |